- میدونی شباهت سیگار و غم چیه؟
- نه. بعید میدونم شباهتی داشته باشن!
-
دارن. شباهتشون در مکانیسم تاثیرگذاریشونه. نیکوتینی که در سیگار هست با
مسمومیت خفیفی که ایجاد میکنه باعث یجور سرخوشی کوتاه مدت میشه. غم هم
همینطوره. با مسمومیت خفیفی که در روح آدم ایجاد میکنه ناخوداگاه باعث نوعی
لذت میشه. برای همینه که خیلیامون ته دلمون دوس داریم غمگین باشیم و حتی
بعضیامون رسما غم رو میپرستیم!
...
برگرفته از وبلاگ:ابر چندضلعی
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط Irj
|
کافیه بخای! من همین
پروانه هستم! :)
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط Irj
|
تو
ای تنها امید من ،تو ای تنها پناه من
تویی
تنها در این دنیا امید من پناه من
صدایم
کن صدایم کن،ز تنهایی رهایم کن!
تویی
تنها در این دنیا امید من پناه من....
این
شعریه که وقتی هشت سالم بود با یه بار خوندن از رو یه رمان حفظ کردم
،اونوقت ها مث
الان خنگ نبودم
،یه شعر رو حداکثــــــــــر با دوبار خوندن حفظ میکردم،
اما الان،
با وجود این همه سعی و تلاش و شب نخوابیدن ها و تقلا و کشمکش و .... آخر سر شعر و
شاعر رو با هم منهدم میکنم!

.
واسه
همین تصمیم گرفتم بیخیال کپی رایت بشم ، و در راستای اعتلای فرهنگ شعر و شاعری
یه
کتاب قطور چاپ کنم این هوا که نه تنها اون
رو خوند بلکه بشه با اون بدن سازی هم کرد!

و در
ادامه برای حمایت از قشر خوانندگان
که همیشه حق با ماست!(البته بودن چربی)،اشعار
منتخب رو یه کم دست کاری میکنم تا بلکه یه جورایی بشه اونها رو حفظ کرد و صد البته
که سعی میشه از حاصل یک عمر تحقیق و پژوهش ،پژوهشگران و محققین به نحو احسن
استفاده بشه که خدای نکرده حق ما و حق شعر و حق کمیسیون و شاعر و...پایمال نشه!
.
پانوشت
1-فقط
موندم که اسم کتاب رو چی بزارم؟

صحیح الاشعار، فکر کنم بد نیست!...
2-شعر
سفارشی هم قبول میکنیم! فقط کافیه اراده کنید،شعر از شما اصلاح از ما...
J
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط Irj
|
امروز
رسما ،طلسم نمایشگاه کتاب هشت ساله شد!
یعنی
چی؟
یعنی
امسالم هم نمیتونم برم نمایشگاه!
و الان ناراحتم! بدجور هم ناراحتم!



تمام.

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط Irj
|
می خواهم آبستن شعری باشم
تولدی یابم
اما نمیشود
دوباره تقلا میکنم!
هنوز هیچ خبری نیست
شاید بیاید...
پانوشت: از شعر یکی از دوستام به شدت الهام گرفتم!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط Irj
|
با
حقیقت پیمان بستم:
نور
را به زمین بازگردانم.
آرزو
کردم چون نان باشم:
هرگز
از مبارزه گریز نبودم.
اکنون
اینجا منم با آنچه که دوست داشتم.
با
انزوایی که از دست دادم
در
سایه ی آن سنگ نمی آسایم.
دریا
ناآرام است، ناآرام در آرامش من.
"ناآرام
در آرامش پابلو نرودا انتشارات نگاه"
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط Irj
|
اگر میخواهید سی سالگی را به این زودی ها پشت سر بگذارید
بخوانید این را!
بحران سی سالگی!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط Irj
|
حرف
زدن با یه "دوست" همیشه آدم رو آروم میکنه!
سپاس
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط Irj
|
بدجور
ناراحتم!
هر
کاری میکنم که بیخیال شم نمیتونم! حتی کوچه علی چپ هم جواب نمیده!
حتی
فکر نکردن بهش هم اذیتم میکنه تا چه برسه به فکر کردنش! با یه تخفیف درست و حسابی
شاید حدود شش ماه من واسه چیزی به اسم ارشد زحمت کشیدم و آخر سر هیچی!
...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط Irj
|
آخ
امان از دست این ایرانی بازی ، ایرانی جماعت که دیگه شورش رو درآوردن!
یکی
نیست بهشون بگه زشته ، نکنین این کارو! قباحت داره! بخدا
آخه
چه معنی میده رو یه فایل که واسه دانلود گذاشتی هزار تا رمز و پسورد بزاری!؟ که چی
بشه؟ ها؟ اگه نمیخای ملت دانلود کنن چرا گذاشتی رو سایت؟ اگه هم واسه دانلود
گذاشتی این مسخره بازی ها یعنی چی؟
این
هیچی حداقل میشه یه جوری باهاش کنار اومد! اما این دیگه نوبره بری فایلی که مال
خودت نیست رو پسورد بزاری!!!
با
این کار میخاین چی رو ثابت کنین؟
خداییش
من موندم این مردم با چه رویی این کار رو انجام میدن؟
تازه
اینا خوبن! بعضی چیزا رو میبینی (یا میشنوی) که دیگه رسما میخای سرت رو بکوبی به
دیوار!!!
اصلا
من اینجا دارم دیوونه میشم! یکی نیست به دادم برسه؟!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط Irj
|